به گزارش رویداد ورزشی، محسن محمدسیفی نامی ماندگار در ووشو و ورزش ایران است. قهرمانی از زنجان با کولهباری از مدالهای طلای جهان و بازیهای آسیایی که طی ۲۰ سال حضورش در ووشو به دست آورد.
قهرمانی که علاوه بر مدالهای زرین و تاریخیاش، به دلیل اخلاق و منش به ژنرال ووشوی ایران و جهان معروف شده است.
او که خود را برای حضور در بازیهای آسیایی ناگویا آماده میکرد تا با کسب مدال طلا در این رویداد، وداع باشکوهی از دنیای قهرمانی داشته باشد، در جریان مسابقه انتخابی تیم ملی گرفتار بدشانسی و آسیبدیدگی شد تا به ناچار با دنیای قهرمانی با تلخترین شکل ممکن وداع کند.
سیفی در خصوص سالها حضورش در ووشو گفتوگویی با ایرنا انجام داده که شرح آنرا در زیر میخوانید:
چند هفته قبل باهم گفتوگویی داشتیم که آن زمان سرشار از انگیزه برای کسب طلا در ناگویا بودی، اما همه چیز تغییر کرد.
شما بهعنوان دوست قدیمی من که حداقل چندین دوره پیکارهای جهانی و بازیهای آسیایی باهم بودیم به خوبی میدانی که چقدر در دوران قهرمانی تلاش میکردم. مطمئن باشید هیچ چیز از نظر خداوند بیحکمت نیست و حتما مسیر جدیدی پیشروی من قرار خواهد گرفت.
از چه سالی وارد ووشو شدی؟
سال ۸۲ مربی چینی برای برگزاری استاژ به زنجان آمد که کار من را پسندید و به اردوی جوانان رفتم. یک هفتهای در اردو شرکت کردم و چند مسابقه تمرینی دادم. سال ۸۵ بعد از مسابقات کشوری به اردوی جوانان دعوت شدم، اما در مرحله آخر خط خوردم. سپس سال ۸۶ به اردوی بزرگسالان رسیدم و به طور مداوم ۲۰ سال در تیم ملی بودم.
فکر میکنم از معدود نفراتی هستی که در تمام مسابقات حضور داشتی؟
بله دقیقا همین است و هر سال در مسابقات بینالمللی حضور داشتم. حتی اگر به قهرمانی آسیا نمیرفتم، همان سال در جامجهانی ساندا شرکت میکردم. خدا را شکر در این دو دهه کارنامه خوبی به جا گذاشتم. به غیر از سال ۲۰۰۸ میلادی در مسابقات آسیایی ماکائو، در تمامی رویدادها فینالیست بودم. در بین این همه طلا، دو نقره قهرمانی جهان و یک نقره بازیهای آسیایی هم دارم.
کدام مدال برایت ارزش بیشتری داشت؟
فقط این را میگویم که قطعا طلای بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ گوانگژو.
حسرتی در این همه سال داشتی؟
نه واقعا، چیزی نمانده که در ووشو به آن نرسیده باشم، اما حسرت همه ووشوکاران جهان، نرسیدن این رشته به المپیک بود. خدا را شکر آنقدر خداوند به من نگاه مهربانی داشت که هر اتفاق خوبی که در ووشو وجود دارد برایم رخ داد.
بارها شاهد بودم چقدر برای موفقیت سختی کشیدی. شاید سایر نفرات اینگونه نبودند.
معتقدم همیشه سختیها به موفقیت و شیرینی تبدیل میشوند. هرچقدر تلاش بیشتری کنیم نتیجه بهتری میگیریم. همیشه تا حدی تلاش کردم که بهترین نتیجه را بگیرم.
پستی که در فضای مجازی برای خداحافظی گذاشتی همه را تحت تاثیر قرار داد. در این خصوص صحبت میکنی؟
واقعا نوشتن آن جملات خیلی سخت بود. از نظر بدنی، روحی و روانی در بهترین شرایط بودم. همانگونه که چندی قبل باهم صحبت میکردیم و گفتم، میخواستم گل آخر را در ناگویا بزنم که متاسفانه آسیبدیدگی شدید سراغم آمد. همیشه ذهنیتی دارم که هیچ چیزی از نگاه خداوند بیحکمت نیست. شاید اگر در جریان بازیهای آسیایی این اتفاق رخ میداد، خیلی برام سختتر بود. من فقط طلای ناگویا را میخواستم.
بنظر میرسد نقره بازیهای آسیایی هانگژو خیلی چیزها را تغییر داد؟
بعد از نقره هانگژو خیلی ناراحت بودم، چون شاید اگر آنجا طلا میگرفتم، خداحافظی میکردم. ماندم و تلاش کردم تا به ناگویا رسیده و اینجا طلا بگیرم و بروم که نشد.
شاید اگر خودم روی کاغذ آینده ورزشیام را پس از هانگژو مینوشتم تا این حد خوب نمیشد. به مسابقات حرفهای رفته و به کمربند قهرمانی رسیده و جایزه خوبی گرفتم. پس همیشه حکمتی وجود دارد.
پیشنهادی از سوی مسئولان فدراسیون برای ادامه فعالیت در ووشو شده است؟
فعلا صحبتی نشده است. من جوانیام را در ووشو گذاشتم و وقتی به این رشته آمدم خیلی بچه بودم. نصف هر سال در اردوی تیم ملی بودم و فکر نمیکنم ورزشکاری به انداره من در مجامع حضور داشته است. ووشو بخشی از زندگیام شده و نمیتوانم از آن جدا شوم. حتی اگر مسئولیت نداشته باشم، میآیم کنار سکو مینشینم و خاطرات را به یاد میآورم. قطعا اگر ذرهای کمک از دستم بربیاد، دریغ نمی کنم، چون هرچه دارم از ووشو است و اگر تعداد کمی هم من را میشناسند، به خاطر سالها تلاش در ووشو بوده است. اینجا خانه من است و تجریباتی که در این ۲۰ سال به دست آوردم را در اختیار جوانان خواهم گذاشت.
چه افرادی در این ۲۰ سال، بیشترین تاثیر را در شما داشتهاند؟
رامین موحدنیا مربی شخصیام که ووشو را از او یاد گرفتم. حسین اوجاقی که خیلی با هم ارتباط خوبی داشتیم و دو سه سال هم تیمی شدیم و بعد او به کادر فنی رفت. یکی از کسانیکه باعث شد سختکوشی را یاد بگیرم، اوجاقی است. او الگوی تمرینی من بود. مربی چینی (وی) که با او برای اولین بار نایب قهرمان جهان شدیم و یک فن اختصاصی به من یاد داد که روی همه حریفان اجرا کردم. از محمدرضا جعفری، جسارت و جنگندگی را آموختم. او وقتی روی صندلی کوچ مینشست، انگار کوهی پشتت بود. همه زحمت کشیدند و واقعا نقش مهمی داشتند.
همه حریفان را که شکست دادی، اما کدام رقیب برایت سر سخت بود؟
همه خوب هستند که به مسابقات مهم میرسند. یکی دو نفر خیلی خوب بودند. در فینال بازیهای آسیایی با حریفی از کرهجنوبی مبارزه کردم که او سرسختترین حریفم بود. تا حدی خوب بود که مجبور شدم در حین مبارزه او را از لحاظ روانی بهم بریزم.
اگر دوست داری در پایان از فردی تشکر کنی، میشنویم.
ابتدا از مهدی علینژاد که جدای از ووشو و قهرمانی، درست زندگی کردن را مدیون او هستم. شاید هرکسی جای من بود با دو مصاحبه و کمی شلوغکاری، بدون انتخابی به بازیهای آسیایی میرفت، اما از علینژاد یاد گرفتم باید مسیر درست را انتخاب کنم.
امیر صدیقی در این چند سال هیچ وقت مثل رئیس به من نگاه نکرد و همیشه ارتباط دوستانه و نزدیکی داشتیم و رامین موحدنیا سالهای سال برایم زحمت کشید که باید از همه آنها تشکر کنم. در نهایت آرزوی بهترینها را برای تیم ملی ووشو ایران در بازیهای آسیایی ناگویا دارم.











ثبت دیدگاه